سکوت سرد

 

پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید

من که رفتم، بنشینید و هوارم بزنید


باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید


من از آیین شما سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید


دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید


خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید

ای آنها که به بی برگی من می خندید
 
مرد باشید و... بیایید و کنارم بزنید...
نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱۳ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین