سکوت سرد

دخترم...

 

بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن… !

و بــه نبــودن هـا ، زود …!

آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٢٢ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

هــَـر روز دیــوانــه تــَـر از دیــروز!


وهـیـچـکـَـس نــمے دانــَـد:


پـُـشـتـ ایـטּ دیــوانــگـے و سـَـرخـوشـے!!


چــه دردے را پـنـهــاטּ کـَـرده ام...
نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٢٠ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت
رهـــایم نکن .
.
نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٢٠ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

در زندگـﮯ بـرآﮮ هر آدمـﮯ !

  از یـڪ روز  ، ازیک جا 

از یـڪ نفـر  بـہ بعـد...!

دیگـر هـیچ چیـز مثـل قبـل نیستــ!

نـہ روزهآ، نـہ رنگ هآ،نـہ خیـآبـآטּ هآ

همـہ چیـز مـﮯ شـود:..........

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٢٠ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

چه کلمه مظلومیست؟؟ 
 
 

"قسمت" 

گاهی تمام تقصیر های مارا به عهده میگیرد..!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٧ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

اگه فقط ۶۰ثانیه فرصت داشته باشی...

                         عشقتو ببینی،وبدونی دیگه هرگز نمی بینیش!

 

 بهش چی میگی؟؟

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٧ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

بزرگــــــــترین
خطایت این بود ...

که
...

فکر مى کردى
...

من همیــــــــشه "صبورم "

نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/۳ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

قبول کن حق با شیطان بود، خدایا لج نکن..!!!

آدمیانت لایق پرستش نیستند...!!!


نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٢٧ساعت ٦:٤٥ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

خدایا!!!

از بـد کردن آدمهایت شکایـت داشتـم به درگــاهت

امـا شکایتـم راپس میگیـرم

من نفهمیدم…فراموش کرده بودم که بـدی را خلـق کـردی
تا هـــــر زمان که دلـــــم گرفت از آدمهایت…نگاهـــــم به تـــــو باشد

گاهی فرامــــوش میکنم که وقتی کسـی کنــــــارم نیست
معنایش این نیست که تنهایــــــــم
معنایش اینست که هــــمه را کنار زدی تـا خودم باشم و خــــــودت
با تـــــــو تنهایی معنا ندارد

مانده ام تــــــــو را نداشتم چه میکردم

دوستت دارم  خدای من

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٢٠ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

حرفی ندارم!



نه برای گفتن و نه برای نگفتن و
حتی


ناگفتن!!

نه تنها حرفی نیست اعتراضی هم

نیست...

همچنین خسته ام...

دلم دیگر چیزی نمیخواهد!

نه بودن میخواهد و نه نبودن...

دلم میخواهد سکوت کنم...

کمرنگ شوم...

یک چمدان خاطره بردارم و فقط بروم...

و کسی نگوید نیست!!

همین...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٢٠ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

با هر که
ساختـــــــــــــــــــم

              باختـــــــــــــــــــم

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/۱٧ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

در زندگی یاد گرفتم:

 

با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش

 

خوشبخت زندگی کند.

 

با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد

 

و روحم را تباه می کند.

 

از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم

 

باز از من بیزار خواهد بود.

 

و

 

تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/۱٧ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

دانلودموزیک مورد علاقه منلبخند


ﻫﻤﻪ ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻫﺎ " ﺯَﻧــــﮓ " ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

ﮔﺎﻫﯽ

"
ﺳــــــﮑﻮﺕ
"


ﺁﺧــــــﺮﯾﻦ "ﺍﺧﻄــــــﺎﺭ " ﺍﺳﺖ!!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/۱۳ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

گاه دلتنگ میشوم دلتنگتر از همه گوشه ای

مینشینم و حسرتها را مرور میکنم نمیدانم

کدام خواهش را

 نشنیدم و به کدام دلتنگی

خندیدم که دلتنگترینم


نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/۱٢ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

ای عشق ...

ای به زلالیِ شبنم و باران

به احترامِ نجابت تو سکوت میکنم

ای بزرگیت به وسعتِ آسمانها

به احترامِ عظمتِ تو سکوت میکنم

  ای عشق ...

چه بی رحمانه به حّراجّت گذاشتند 

به اعتبارِ تو دروغ میگویند

خیانت میکنند...

دل را به بازی میگیرند...

اما تو تنها سکوت میکنی

به احترام صبوری تو، سکوت میکنم

ای عشق ...


نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱٢ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

گاهـــی اوقـــات می ایــسـتــی

 

بـــه روزهـــایــت نـــگاه می کــنــی

 

 بــه اشــکــهــایـــت

 بــه رنـــج هــایــت

 بــه دلشــکـــستگی هـــایت

 بــه فرار کردنِ اعتمادت

 خوب نگاه می کنی ,

 آرام نفس میکشی

 بغض می کنی

 
با دلت حرف می زنی

 عاقلانه حرف می زنی

 
دلت بغض می کند

 عاقلانه می پذیرد

 راضی می شود

 اما غمگینی

 
در می یابی , در زندگی روزهایی هست که

 

 همه ی وجودت بغض شده

 این روزها , همان روزهاییست که

 باید به اتفاق های خوب

 
به اتفاق های نابِ تکرار نشدنی بگویی

 

 آهای اتفاق های دلچسب

 اتفاق های دوست داشتنی

سوال شما را به خیر و ما را به سلامت

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٥ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

دلم سفر می خواهــــد ...


نه برای رسیدن به جایی ....

 

فقط دلتنگ رفتنم ...

کـــــــــارم

 

از یکی بود و یکی نبود گذشته

 

سهم من همیشه این بود :

 

 

یکی بود یکی نابود

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

گاهی باید در مشکلات سکوت کرد

شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد.

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٤ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

آری گلم ...

                              حرمت نگه دار دلم ...

               که این اشکها خونبهای عمر رفته من
است..!

            این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام

                                     دیدارش کردم..!

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٥ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

خدایا...


ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ...


ﺣﺮﻓﻬﺎﯾـــــﻢ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ!


ﺍﻣـــــــــــــــــــﺎ ﺗﻮ ﺑﻪﺣﺴﺎﺏ


ﺩﺭﺩودل بگذار...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٥ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

...عکس و تصویر خدایا .... اونی که تنهام گذاشت رو هیچوقت تنها نذار...! اما .... یه نفر رو ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن;


نه دستی از برون که همتی از درون لازم
است...


حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم

فردا برمی خیزم


وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام!!!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۳۱ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

رسیدی تَه خَط؟

 

فدای سرت...!!!

 

کلاس اول یاده؟؟؟

 

نقطه سَرِ خط ...خیال باطل

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٩ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

    کـــــاش دنــــیـــا...

         
                                               یـــــکبار
هم کــــه شده ...
             
                    
"بــــازی روزگــــار"
را به مــا می بـــاخـــت !

 

    مــــگر چــــه لـــذتی دارد...

  
                     ایـــــــــــن بُـــــــــــردهای

 
                               تـــــــکرار
ی؟  !

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٩ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٦ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

بی پناهی
یعنی؟

 

زیر آوار کسی بمانی
که قرار بود تکیه گاهت باشد...ناراحت

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢٦ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢۱ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

——————————————————

کشتی هایم غرق نشده !
اما در هیچ بندری کسی به انتظار برگشتنم نیست . . .

——————————————————

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢۱ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

سهم پرنده

از ادراک آسمان

وسعت بالهایی است که می پرند

باکی نیست

از آنکه مرا نفهمی...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٩ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ

رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــ

اینجــآ گـُـم کــه بِشـَـوی

بـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند

فرآموشـَـتــ می کُننـَـد

عآشـِـق کــه بِشـَـوی

بــه جــآی اینــکه

 
دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَد


فَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از

عِشــــــق و اِحســــــآس

نمیداند.

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٦ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

موهایش را نوازش کن

قبل از اینکه سفید شوند

زن است...

با همه زن بودنش

دوست دارد نوازشت را...

ولی باهوش است

فرق ریا با صداقت را می فهمد...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٥ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

حساب وکتاب دنیا رو که ورق زدم...!!!

ازفرمول عدالتش خوشم اومد...!!! 

هرچیزی رو "بگیری" که پشتش "اه و التماسه"...!!!

یک چیزی رو باید"پس بدی" که اسمش "تقاصه"...!!!

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست،امابرای ماهی زندگیست...

برای کسی که دوستت دارد"زندگی"باش نه "تفریح"

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٤ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٤ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻘﺮﺍﺭﯼ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ............
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ...........
ﻋﺎﻗﻠﺘﺮﯾﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ!!!
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺷﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ!!!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱۳ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

   

 این روزها میگذرد

ولی من از این روزها نمیگذرم

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱۱ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته!
مردهای چشم چران ، زن های
خائن
پسرهای شهوتی ، دخترهای پول پرست

پس چه شد؟
چیدن یک سیب و اینهمه
تقاص؟!
بیچاره آدم ، بیچاره آدمیتناراحت
نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۸ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

میگفتند :سختی ها نمک زندگی است!!
امّا چرا کسی نفهمید!
“نمک”
برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست…
مزه “درد” میدهد…!!…

10895218_608579102605386_544916537_n.jpg

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٧ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

مدت هاســـــت

 

نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم…

 

نه از رفتن کسی دل گیـــــــر…

 

بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد…

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٧ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

هــــ ـ ـے روزگـ ـ ـ
ـار
...

 

شـ ـ ـــــاید

 

میانه این همه نـــــــامردی

 

باید شیطــــ ـ ــــــآن را ستود که درووووغ نگفت ...

 

جهنـــــــ ـ ـ م

را به جـــــ ـآن خرید

اما

تظــ ــاهر به دوست داشتن آدم نکـرد ...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٥ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

سـآکـتـ کـهـ میشی فـکـر میکُنـَنـد نمــیدونی , حـرفی
ندآری!

نهـ !

کسی کـهـ سـآکتـه...

بیشتـر از همـهـ "حــرف دآره" همهـ چی رو میدونـهــ
!


امـآ دیگـهـ بریده !

خستـهـ شده

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٤ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

        حرفی برای گفتن نیست و زندگی میگذرد

 

لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا
...

بدان و باور کن روزی آنقدر شرمنده خواهد
شد

که به جای پاسخ به لبخندهایت به تمام سازهایت
خواهد رقصید
...

   ( چارلی چاپین)

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٤ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

این روزها از اعتماد کردن متنفرم !!!

به دل اجازه نمیدهم دوباره کار دستم دهد ،

و شعارهای انسانیت را از هر کس که میشنود باور کند...

نــه. . . !

همه درست شبیه به هم اند ار هم بدترند...

فقط بعضی ها بهتر و باور کــردنی تر دروغ می گویند!!!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۳ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

akslove (18)

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

حسین پناهی:

آن روزها

من به سلیقه ی
کسی که دوستش داشتم سر تا پای زندگیم را آبی کرده
بودم
...

آبی
آبی
...

آبی به رنگ
دریا

و ناگهان ! یک
روز او را دست در دست کسی دیدم که سر تاپایش
زرد
بود
....

زرد مثل
نور

من شنا نمیدانستم...

دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم

و غرق شدم

در دریای "آبی بیکران رویاها و
کابوسها"

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

مدتهاســــــت که فقط مجازی زندگی می کنیم ...گریه

مجازی می خندیـــــــم ...منتظر
مجازی شـــــــــــادیم ...چشمک
مجازی همدیگـــــــر را دلداری میدهیـــم ....اما در دنیای واقعی از دیگران فاصله می گیریم ،دل شکسته
و روز به روز خودمون رو تنهاتر می بینیم .مشغول تلفن

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۳٠ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

هیچ وقت یکی را با تمام وجودت دوست نداشته باش !

یک تکه از خودت را نگه دار

 

برای روزهایی که هیچ کس را

به جز خودت نداری..خیال باطل

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٧ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

بعضی آدمها را نمیتوان داشت....فقط میشود یک جور خاص دوستشان داشت
        بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند و یا تو برای آنها
        آنها فقط برای این هستند که احساس آرامش کنی و دوستشان بداری
        آن هم نه دوست داشتن معمولی یا حتی عشق
        یک جور خاص دوست داشتن که اصلا هم کم نیست و از عشق بالاتر است
        این آدمها حتی وقتی هم که نیستند در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته

        خواهند شد و در یادت خواهند ماند تا همیشه
نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٥ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

بعضی وقتا سکوت میکنی

چون اینقدر رنجیدی که نمیخوای حرفی بزنی

بعضی وقتا سکوت
میکنی

چون واقعآ حرفی
واسه گفتن نداری ..

گاه سکوت یه
اعتراضه
 

گاهی هم انتظار ...

 

اما بیشتر وقتا سکوت
واسه اینه که

هیچ کلمه ای نمیتونه غمی رو که 

 

تووجودت
داری
توصیف
کنه...

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

خاطرات نه
سر دارن و نه ته
...

  

بی هوا
میان تا خفت کنن...
    

می‌رسن گاهی وسط یک فکر...! 

 

گاهی وسط یک خیابان...  

سردت می
کنن... داغت می‌کنن...
  

 

رگ خوابتو
بلدن ... زمینت می زنن...
  

خاطرات تموم
نمیشن ...
 

 

تمومت می
کنن!

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

با موجودات عجیبـــ ـ ـ ـ ـ ـی زندگی می کنیم !

 

موجوداتی که تنها با “بی محلـ ـ ـ ـیآدم می شوند...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٤ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

خسته ام...
  
خسته از بودن
  
خسته از این همه موندن
   

   خسته از لحظات باقی مونده
  
خسته از خاطرات جا مونده
  
   
خسته از
 
  ضربان این قلب خسته
   
خسته از بیقراری های این دل
شکسته
   
    خسته از تکرار

    این بغض شبونه
 
  خسته ام
از این زمونه
  
    خسته از این زمین و

    زمان

   خسته ام
از این تن و جان
  
    خسته از یک عمر یکرنگی

    خسته ام
از

    تکرار این دلتنگی
   
    خسته از اینجا و هرجا

 
خسته از بودن بیجا
   
        خسته از این زندگی
   
خسته از اینهمه
بارندگی
   
    خسته از

    دلبستگی
 
  خسته ام از اینهمه
وابستگی
   
    خسته از این خستگی

    خسته از
 
  ایمان در
دلدادگی
   
    خسته از افسردگی
   
خسته ام از اینهمه

  
دلخستگی گریه

 
نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢۳ساعت ٤:۳٩ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

جایى که بودن و نبودنت هیچ فرقى ندارد

 

نبودنت را انتخاب کن

 

اینگونه، به بودنت احترام گذاشته اى

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٢ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

می خندم...

ساده می گیرم...

ساده می گذرم...

بلند می خندم و با هر سازی میرقصم ...

نه اینکه دل خوشم!


نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد!

مدتی طولانی شکســــتم، زمین
خوردم،

سخــــتی دیدم، گــــریه کردم و حالا ...

برای " زنده
ماندن" خودم را به "کوچه ی علی چپ" زده ام ...!

روحم بزرگ نیــــست! دردم
عمیــق است ...

می خندم که جای زخــم ها را
نبینی!

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۱۱ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

هــــــــی
رفیق ... زیادی خوبی نکن ! انسان است ، فراموشکار است ...!


از
تنهایش که در بیاید ، تنهایت را دور میزند !


پشت
می کند به تو ، به گذشته ات ...!


حتی
روزی میرسد که به تو هم میگوید : شما !؟...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٩ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

زایـــــــن
تـــــــکرار ساعت هــــــــــــا

از این
بــــــــیهوده بودن هـــــــــــا

از این بـــــــیتاب
ماندن هـــــــــــا

از ایـــــــــن
تـــــــــردید ها ، نــــــیرنگ هـــــــا

شکـــــ هــــــا
خیانـــــــت ها

از ایـــــــــن
رنــــگین کـــــــمان سرد آدمــــــــها

و از ایــــــــن
مـــــرگ باور ها و رویـــــــا هـــــــــا

پــــــــــــریشانم
... دلـــــــــم پــــــــــــــــــــــــــــرواز می خواهد...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٤ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ
ﮐﻪ
..
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖﻣﯽﺟﻨﮕﺪ
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻭﺍﺑﺰﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺎﺷﺪ..
ﺑﺮﺍﯼﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻨﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺶ ... ﻣﺎﻟﺶ ... شخصییتش ...
حتی ﺁﺑﺮﻭ
ﻭﺍﻋﺘﺒﺎﺭﺵ
...
ﻓﻘﻂ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗــــــﻮﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﯽ
...

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٤ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

می گویند عشق آنست که به او نرسی

 

و من می دانم چرا ...!

 

زیرا در روزگار من،

 

کسی نیست که زنانه عاشق شود

 

و مردانه بایست

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢٦ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳـــــــﮑﻮت ... ﺑﺮای ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮدﻣﺎن ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ

 ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ چه تنها چه در جمع

 اﻣﺎ ﺧﻮدﻣﺎن ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ اﻧﮕﺎر روﺣﻤﺎن ﻣﯽ رود ﻫﻤﺎن ﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﻫﺪ 

ﺑﯽ ﺻﺪا ... 

ﺑﯽ ﻫﯿﺎﻫﻮ ...

 ﻫﻤﺎن ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ راﻧﻨﺪﻩ آژاﻧﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : " رﺳﯿﺪﯾﻦ " 

ﻓﺮوﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : " ﺑﺎﻗﯽ ﭘﻮل را ﻧﻤﯽ ﺧﻮاﻫﯽ ؟ "

 راﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : " ﺻﺪای ﺑﻮق را ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮی ؟ " 

و ﻣﺎدر ﺻﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : " ﺣﻮاﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﯾﻢ و ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ 

ﺧﻮاﻧﺪﯾﻢ و ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ 

دﯾﺪﯾﻢ و ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ

 و ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮن ﺧﻮدش ﺧﺎﻣﻮش ﺷﺪ 

آﻫﻨﮓ ﺑﺎر دﻫﻢ ﺗﮑﺮار ﺷﺪ ... 

ﻫﻮا روﺷﻦ ﺷﺪ ... 

ﺗﺎرﯾﮏ ﺷﺪ ... 

ﭼﺎﯾﯽ ﺳﺮد ﺷﺪ ... 

ﻏﺬا ﯾﺦ ﮐﺮد ...

 در ﯾﺨﭽﺎل ﺑﺎز ﻣﺎﻧﺪ

 و در ﺧﺎﻧﻪ را ﻗﻔﻞ ﻧﮑﺮدﯾﻢ 

و ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﯽ رﺳﯿﺪﯾﻢ ﺧﺎﻧﻪ 

و ﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﻣﺎن ﺑﻨﺪ آﻣﺪ 

و ﮐﯽ ﻋﻮض ﺷﺪﯾﻢ 

ﮐﯽ دﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ

 از ﺗﻪ دل ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ 

و دل ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ 

و ﭼﻄﻮر ﯾﮑﺒﺎرﻩ آﻧﻘﺪر ﺑﺰرگ ﺷﺪﯾﻢ 

و ﻣﻮﻫﺎی ﺳﺮﻣﺎن ﺳﻔﯿﺪ شد ! 

و از آرزوﻫﺎﯾﻤﺎن ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ؟ 

" ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮت ﺑﺮای ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮدﻣﺎن ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ " 

( ؟ )

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢۳ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 دانلود 

میخواستم بت بگم چقد پریشونم   *****    دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم             تحمل میکنم بی تو به هر سختی  *****     به شرطی که بدونم شاد و خوش بختی   به شرطی بشنوم دنیات آرومه     *****      که دوسش داری از چشمات معلومه
  یکی اونجاس شبیهه من یه دیوونه   *****       که بیشتر از خودم قدرتو میدونه  
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بیرحمم     *****     تو میخندی، چه شیرینه گذشتن، تازه میفهمم  
تو رو میخوام تموم زندگیم اینه    *****      دارم میرم تهِ دیوونگیم اینه     
     نمیرسه به تو حتی صدای من   *****     تو خوش بختی همین بسه برای من
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بیرحمم   *****      تو میخندی، چه شیرینه گذشتن، تازه میفهمم
تازه میفهمم

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٩ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

      روزهای خوش چه زود می گذرند وما را در خم اولین پیچ خوشبختی

 

                                   تنها می گذارند؟؟؟؟ناراحت

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱۸ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

در ساحل زندگی قدم میزدم.دو رد پا دیدم

 

جای پای من و خدا...

به سخت ترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.

گفتم:خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟

ندا آمد:تورا در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٧ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٧ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

وقتی تمام بغض هایت را خفه  می کنی

تمام چیزی که برایت می ماند

لبخند احمقانه ایست

که هر روز بر روی لبانت با خود میکشی

ومن

نمی دانم ..

کی دستانم از گرفتن

نقاب خسته می شوند ....          

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٢ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

من خدا را دارم

 

کوله بارم بر دوش

 

سفری می باید 

 

سفری بی همراه

 

گم شدن تا ته تنهایی محض 

 

سازکم با من گفت :

 

هرکجا لرزیدی ، از سفر ترسیدی ،

 

تو بگو از ته دل : من خدا را دارم 

 

من و سازم چندی است که فقط با اوئیم 

 

ماه من !

 

غصه اگر هست بگو تا باشد !

 

معنی خوشبختی ،

 

بودن اندوه است ... !

 

این همه غصه و غم این همه شادی و شور 

 

چه بخواهی و چه نه ! میوه  یک باغند 

 

همه را باهم و با عشق بچین 

 

ولی از یاد مبر 

 

پشت هر کوه بلند

 

سبزه زاری است پر از یاد خدا 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٦ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

امسالت رو با تکه های سال قبل شروع نکن

 

امسال سال دیگریست

امسالت رو پر از احساس خوب کن

حس خوب یعنی کودک ماندن

حس خوب یعنی تکرار روز تولد

حس خوب یعنی گول نزدن وجدان

حس خوب یعنی بخشیدن دیگران

حس خوب یعنی نوازش دستان مادر

حس خوب یعنی عاشق بودن

و هر روز و هر ساعت و هر لحظه

باور داشته باش

که شاید فردایی نباشد

پس حست را خوب کن همین امروز

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

جدیدا با دیوار حرف میزنم...

 

میدونی؟!

از شخصیتش خوشم اومده یه جورایی..!!

محکمه..ارومه..ثابته..

http://s5.picofile.com/file/8106756668/www_queen_pix_blogfa_com_smoke_4.jpg

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

ســــ ـــ ـــخت است...
 
سخت
است درک کردن
دخــــ ـــــتری که غــ ـــم هایـــــ ـش را
 
خودش میداند ودلش که

 

                    همه تنـــ ـــــ ـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛

 
که
حســــ ــــــ ـــــرت میـــــخورند

 

بـــخاطر شاد بودنــــ ــــ ـــش
...
بخاطر خنده هایـــــــ ــــــــ ــــش
...

      ... 
              و هیــــــ ـــــــــ ــــــچکس

 

 
جز
همان دختـــــ ـــــر  نمیــ ـــداند چقدر تنهاســ ـــــت
...
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

خسته ام ،
خسته از روز های تکراری که بی صدا می آیند و
می روند ، بدون لحظه ای درنگ !

خسته ام ،
خسته از شالیزار هایی که دیگر بوی مهربانی نمی
دهند .

از ماهی هایی که به
تنگ کوچکشان دلبسته اند .

خسته ام ،
خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد .

خسته ام

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

وقتی ورق  برگه.....................این زندگی به من بدهکاره

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٤ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

اسم
های مجازی

تصویر های مجازی

مشخصات مجازی

و در بین این همه
چیزهای مجازی

تنها یک چیز حقیقت دارد

تنهایی
من
...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

یادمان باشد...

اگر خاطرمان تنها بود

طلب "عشق"

ز هر بی سروپایی نکنیم

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٠ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 خدایاااااا! خیلی وقته دیگه خوش نمیگذره...،فقط خوشم که میگذره......

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱٤ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()


دوره ، دوره ی گرگهاست …


مهربان که باشی ، می پندارند
دشمنی!


گرگ که باشی ، خیالشان راحت میشود از
خودشانی!!!


ما تاوان گرگ نبودنمان را می
دهیم
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱٢ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

همیشه دقیقا وقتی پرحرفی

وقتی بغض میکنی

وقتی داغونی

وقتی دلت شکسته

دقیقا همین وقتا

انقدر حرف داری که ققظ میتونی بگی"

"بیخیال"

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۳ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط دایانا| نظرات ()

نترس حوا...سیب را با عشق گاز بزن!

آدم بی عشق لیاقت بهشت ندارد...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٧ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

 

خدایـــا .....

 

  فاصله ی کوتاهیست ...  میان لبخند و اشک
... که نامش زندگیست .....

 

و من سال هاست که به دور آن تمام  تــنــهایی
ام را طــواف می کنم ...

 

و در انتظار بارانی از ناودان سکوتم هستم
....

 

خدایــــا ... در آن هنگـــام که
تمــــام بدنم درد می کند از دلتنگی ...

                                  

                          جرعه ای
صبر می خواهم ....

 

بیــا این روزها.... در حوالیه سکوت
و تنهایی ام باش... دلم زخم هایی دارد که گاهی ...

 

شبیه به یک بــغـض می شود لبخندم
... بغضی که راه به جایی ندارد ...

 

تنهـــا تو میدانی ... که این روزها
حس بودنم اندک شده

 

و تمام خستگی هایم بی طاقت شده اند
....

 

خداونـــدا .... تو نــشــانــم
بــده راهــی که بهترین اســت .....

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٧ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

تنهایی

سکوت کن !

بگذار بغض هایت سربسته
بمانند

گاهی سبک نشوی ،

سنگین تری
...........

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()

امــروز مطلبی قشنگی جایی دیدم، گفتم برای شما هم بگم اینجا !
نوشته بود : اینجا فضای مجازیه ، اسمش روشه نباید بیشتر از حد مجاز رو آدماش حساب باز کنی !!!
واقعا حرفش درست بود !
اینجا جاییه که آدماش خودشونو مجاز به هر کاری میدونن !
مجاز به دل بستن و دل شکستن...
مجاز به عاشق شدن و فارغ شدن...
مجاز به دروغ ، دروغ ، دروغ ...
مجاز به خیانت ، خیانت ، خیانت ...!
واقعا مسخره تر از دنیای مجازی وجود نداره !
اینجا تورو از دوستات ، خانوادت ، زندگیت دور میکنه !!!
و نزدیکت میکنه به آدمای هزار رنگی که همزمان با تو حرف میزنن تو خصوصی با یکی دیگه ، براش قلب میفرستن . .

 

 
نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱۳ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ توسط دایانا| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین